همواره من و زندگی با هم خواهیم بود
و خواهیم ماند,
جاویدانِ جاویدان,
تا ابد!

"دکتر علی شریعتی"
منبع:کتاب"دفتر های سبز(کویریات)"
...بسم تنها...
سیاه سفید خاکستری...بنفش!
من هیچ کدامم
من خسته از رنگ و سنگ و ننگ های زمانه راه عشق پیش گرفتم...
من که چشم هایم را... شستم از رنگ و ریا...
چشم از دیدن بی رنگی عاجز و من از درک عشق
که اگر عاشق بودم این همه "من" کلامم را اشغال نمی کرد!!!
من عاشقی بلد نیستم!
یا حق!

منبع:http://farzaneh021.blogfa.com/
پ.ن:باز هم تکراری بود ...اما حس کردم برای الان این بهترین حرفیه که می تونم بگم.
چه لذتی شدیدترازاینکه یکی حرفی داشته باشد وکسی را هم داشته باشد که بفهمد.

"دکتر علی شریعتی"
منبع:http://no2.blogfa.com/8611.aspx
پیرمرد روی نیمکت نشسته بود و کلاهش را روی سرش کشیده بود و استراحت می کرد.
سواری نزدیک شد و از او پرسید: هی پیرمرد! مردم این شهر چه جور آدمهایی هستند؟
پیرمرد پرسید: مردم شهر تو چه جوریند؟ گفت: مزخرف!
پیرمرد گفت: اینجا هم همین طور!
بعد از چند ساعت سوار دیگری نزدیک شد و همین سؤال را پرسید.
پیرمرد باز هم از او پرسید: مردم شهر تو چه جوریند؟
گفت: خوب... مهربانند. پیرمرد گفت: اینجا هم همینطور!

منبع:http://www.golha.net/khoyabad/dastan.htm?u=Hamed